به نظر میاد حرفات معنی های زیادی داشته باشن ، خب این چیه؟

وقتی (معنی حرفاتو) پیداشون کردم، 

این ردپاهای مرموزو دنبال کردم

سایه امو که پشت نور پنهان شده بود 

تو خودم جا دادم

تویی که نمیتونم ببینمت 

تنها کسی هستی که جواب منو میدونی

قبل از اینکه سیگنال قطع بشه میخوام همه چیو بدونم

هرچی بیشتر میگذره، 

مسائل پیچیده تر میشه

در فضای بین گذشته و آیندت، 

من حال توام

ترکم نکن، الان باورم کنو شروع به دویدن کن

پایانی وجود نداره، تو ضربان قلب منی

مهم نیست چه بارونی بهت هجوم بیاره، 

مهم نیست چه تاریکی ای تورو محو کنه

مطمئن باش میام و نجاتت میدم، 

تو تنها نیستی

عقربه های ساعت که نباید تکون میخوردن، دارن قدم به قدم حرکت میکنن

صدام کن، بهم فکر کن، مسیرامون به هم میرسه، همه‌ی اینا سرنوشته

یا شایدم ما داریم یه مسیر یک طرفه رو شروع میکنیم، مشکلی نیست اگه بخوای ازم فرار کنی

لازم نیست درباره چیزی نگران باشی، 

نه، هیچ چیز

ایندفعه نوبت منه که برم، 

مطمئنا حرفاتو به بقیه میرسونم

فقط اگه میشد زمانو برگردونم، میتونستم همه چیزو دوباره انجام بدم

تو فضای بین تاریکی و روشنی ، 

تویی که داری گریه میکنی

ترکم نکن، من باور دارم و دستامو به سمت بیرون دراز میکنم

پایانی وجود نداره، تو امید منی

مهم نیست چه بارونی بهت هجوم بیاره، 

مهم نیست چه تاریکی ای تورو محو کنه

چشماتو باز کن و حسش کن، 

تو تنها نیستی

همه چیز، در یک لحظه ی شکافته شده توی گذشته ناپدید شد ،

و من حالا یه دلیل برای زندگی در لحظه پیدا کردم

و همش به خاطر اینه که تو رو دیدم

ترکم نکن، الان باورم کنو شروع به دویدن کن

پایانی وجود نداره، تو ضربان قلب منی

مهم نیست چه بارونی بهت هجوم بیاره، 

مهم نیست چه تاریکی ای تورو محو کنه

مطمئنا میام و نجاتت میدم، تو تنها نیستی


ترجمه از کانال Army_area@